بیا ای سحر خیز مدینه شب هجران سحر کن![]()
![]() |
|||
![]()
ايميل
من ~~~~~~~~~~~~~~
×× لینک دوستان ×× ~~~~~~~~~~~~~~ ×× جستجو ××
آرشیو |
دوستان عزیز این وبلاگ بعد از مدتی با برنامه جدید و مطالبی بهتر راه اندازی می شود.منتظر ما باشید با سپاس.
بیا ای سحر خیز مدینه شب هجران سحر کن
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 16:34 توسط ساجد
ولادت با سعادت ضامن آهو امام رضا (ع) را به محضر امام زمان (عج) و تمام شیعیان جهان تبریک و تهنیت می گوییم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 15:5 توسط ساجد
دلم می خواست یه مقاله بنویسم ولی با نوشتن دو خط بی اختیار دلم گرفت احساس کردم میون کلمه ها،حرفام داره گم می شه .
وقتی می خوام بنویسم از آدمایی که خیلی بی تفاوت روزشونُ شب می کنن بدون اینکه حتی یه ذره به فکر آقا(حضرت مهدی(عج))باشند .حتی دریغ از اینکه یه قدم برای جلو افتادن ظهور تلاش کنند دلم می گیره.
دلم می گیره از دست خودم،از دست آدمایی مثل خودم .
می دونی چرا چون اونی که من و آدمای مثل من راحت از کنارش می گذریم و تمام تلاشمون شده یه دعای فرج خوندن شبای جمعه و هر چند وقت یکبار رفتن به جمکران برای ظهورش،می دونی در حقمون چه دعاها و کارهایی که نمی کنه.
هر بار که یاد این سخن امام زمان(عج) می افتم واقعاً از خودم خجالت می کشم.
(سید بن طاووس رحمه الله علیه می گوید:شبی در سامرا وارد سرداب امام زمان (ع) شدم.صدای ملکوتی امام را که با لحنی آرام و دلسوزانه دعا می کرد را شنیدم:
شنیدم که می گفت:
پروردگارا! شیعیان ما از ما هستند،از زیادی گِلِ ما خلق شده اند و به آب ولایت ما عجین گشته اند،خدایا آنها را بیامرز و گناهانشان را عفو فرما.
پروردگارا ! آنها را روز قیامت در مقابل چشم دشمنان ما مؤاخذه مفرما چنانچه میزان گناهانشان بیشتر و صوابشان کم است از اعمال من بردار و به صواب آنها بیفزای......)
اصلاً ما چقدر امام زمانمونو می شناسیم،آیا فقط شناختن آقا کافیه؟
چرا نمی خوایم جدی به این مسائل نگاه کنیم خودمونو که نمی تونیم گول بزنیم،عشق امام زمان توی دلای هممون هست حتی اونایی که ادعا می کنن هیچ اعتقادی به آقا ندارند.
فقط یه کم هممون سُستیم. دوستش داریم،بهش اعتقاد داریم می دونیم که یه روز می یاد تا دنیا رو گلستون بکنه و ...
خوب..................................
حالا چی؟
ما این وسط چی کاره ایم؟
بیایید یه ذره با هم فکر کنیم،یعنی هیچ وظیفه ای در این دوران غیبت بر عهده ی ما نیست؟
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 14:45 توسط ساجد
چه انتظار عجیبی! تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیب تر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت چه بی خیال نشستیم ، نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی.....
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 18:7 توسط ساجد
اي امانت دار كوثر كي تو ميآيي ز در؟ وي وصي آل حيدر كي تو ميآيي ز در مصحف زهراست نزدت، تيغحيدر همچنين وارث بابا و مادر كي تو ميآيي ز در چشم اميد تمام انبياء و اولياء بر ظهور تست آخر كي تو ميآيي ز در هستي از هستتو هستييافت اي هستخدا وي همه هست پيمبر كي تو ميآيي ز در ديدگان اشكبار شيعيان ميخواندت كاي به عالم ميرو رهبر كي تو ميآيي ز در هر سحر گويد مؤذن با نواي تازهاي مجري احكام داور كي تو ميآيي ز در كربلا، مكّه، مدينه، كاظمين، مشهد، نجف سامرا، گويند يكسر كي تو ميآيي ز در روشني بخش قلوب مؤمنين و مؤمنات منجي دلهاي مضطر كي تو ميآيي ز در؟ این شعر زیبا را برادر عزیزمان آقای محسن افشار برایمان فرستاده است با سپاس.
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 17:58 توسط ساجد
دركتاب تورات كه ازكتب آسمانى به شمار مى ر ود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آن ها است، بشارات زيادى از آمدن مهدى موعود و ظهور مصلحى جهانى در آخرالزمان آمده است.
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 17:46 توسط ساجد
احتمالاً برخي از شما خاطرات « مستر همفر»، جاسوس انگليسي فعال در كشورهاي اسلامي را مطالعه كردهايد. اگرنه، توصيه ميكنم اين كتاب را كه با حجمي كم اطلاعات فراواني ميدهد مطالعه كنيد. در كتاب مستر همفر مينويسد كه: ما دربارة دو موضوع توجه جدي داشتيم. يكي حفظ قدرت و سلطة خود بر سرزمينهاي اشغال شده يا همان مستعمرات و ديگري تلاش براي الحاق سرزمينهاي جديد و افزايش مستعمرات. حتي اشاره ميكند كه: خيال وزارت مستعمرات بريتانيا از بابت مناطقي مثل هند و چين با همة بزرگي و گسترش راحت بود چون از بابت مذاهب «بودا» و «كنفوسيوس» كه مذاهب غالب بودند خطري متوجه ما نبود چون، اين مذاهب با حيات و زندگي سروكار نداشتند. بنابراين، با برنامة دراز مدتي براي ايجاد تفرقه و جهل و فقر و گاه بيماري در اين كشورها با خيال راحت اين مناطق را در اختيار داشتيم. شايد بياطلاع نباشيد كه سالهايي طولاني انگليس با رواج ترياك در چين اين سرزمين بزرگ را در چنگال خود گرفتار آورده بود. معروف است كه آنها سوختة ترياك را از مردم تحويل ميگرفتند و ترياك تازه پرداخت ميكردند.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:51 توسط ساجد
سخن به گزافه نگفتهایم اگر دول غربی را در پیگیری مسأله «آخرالزمان» از ما شیعیان به مراتب فعالتر بدانیم. بازخوانی پرونده «میشل نوستر آداموس» از سوی اورسن ولز در فیلم «مردی که آینده را دید»، تنها یکی از حلقههای مشهور این تلاش است که اخیراً برخی جامعهشناسان و کارشناسان امور ارتباطی کشورمان هم بر آن تفطن یافتهاند. حال آنکه این زنجیره حلقههای دیگری هم دارد که برخی به پیش از ساخت این فیلم ـ در دهه هشتاد ـ و بعضی دیگر به حوادث قریبالوقوع ماههای آینده مربوط میشود. طراحی «جنگ ستارگان» از سوی دولت ریگان نیز از جمله حلقات مشهود این تئوری است که پس از روی کار آمدن دولت بوش پسر، دوباره در دستور کار مقامات کاخ سفید قرار گرفته است.
در مقالهای که چهار سال پیش ترجمه کردم به این موضوع اشاره شده که مؤسسات دینی راستگرایان مسیحی از سالهای دهه 80 میلادی، مردم کشورهای غربی را به ایمان جمعی به وقوع حادثهای بزرگ در سرزمین شام توجه دادهاند. بنا به پیشبینی این گروه از مفسران که از جمله مشاوران عالی کاخ سفید محسوب میشوند، در آینده لشکری از به اصطلاح دشمنان مسیح که بدنه اصلی آن از میلیونها نظامی تشکیل یافته، از عراق حرکت میکند و پس از گذشتن از رود خشک فرات به سوی قدس رهسپار میشود؛ اما نیروهای مؤمن به مسیح راه این لشکر را سد کرده، همگی در درهای به نام آرماگدون (یا همان هرمجدّون) با همدیگر برخورد خواهند کرد. به پیشگویی و بلکه برنامهریزی نظامی این دول و به منظور تسریع در روند ظهور مسیح یهودی، وقوع نبردی هستهای در این منطقه اجتنابناپذیر است. جنگی جهانی که به مرگ میلیونها نفر غیر یهودی و غیر مسیحی بینجامد. چیزی شبیه اعتقاد غلط برخی افراد در کشور خود ما که تسریع ظهور حضرت حجت(عج) را به دامن زدن به فساد و تباهی منوط میدانند.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:49 توسط ساجد
((شیعه خانه ی ما )) مرحوم آیت الله میرزا محمد حسن نائینی در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای انگلیس و روس خیلی نگران بودند از اینکه کشور دوستداران امام زمان (عج) از بین برود و سقوط کند . شبی به امام عصر(ع) متوسل می شوند و در خواب می بینند:دیواری است به شکل نقشه ی ایران که شکست برداشته و خم شده است ، در زیر این دیوار تعدادی زن و بچه نشسته اند و دیوار دارد روی سر آنها خراب می شود . مرحوم نائینی چون این صحنه را می بیند ، بسیار نگران می شود و فریاد میزند : خدایا این وضع به کجا خواهد انجامید ؟ در همین حال می بیند حضرت ولی عصر(عج) تشریف آوردند ، با انگشت مبارکشان دیوار را که در حال افتادن بود ، گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جایش قرار دادند و فرمودند: ((اینجا شیعه خانه ی ماست ، می شکند ،خم می شود ، خطر هست ، ولی ما نمی گذاریم سقوط کند، ما نگهش می داریم.))
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:46 توسط ساجد
|
||